دستور زبان فارسی سوم راهنمایی
طریقه ی ساخت مضارع ساده : بن مضارع + شناسه ( م ، ی ، د ، یم ، ید ، ند )
خور + م = خورم خور + یم = خوریم
خور + ی = خوری خور + ید = خورید
خور + د = خورد خور + ند = خورند
طریقه ی ساخت مضارع اخباری : مضارع اخباری هم مانند ماضی استمراری به دو صورت ساخته می شود. می + بن مضارع + شناسه ( م ، ی ، د ، یم ، ید ، ند )
می + مضارع ساده
می + خور + م = می خورم می +خور + یم = می خوریم
می + خور + ی = می خوری می +خور + ید = می خورید
می + خور + د = می خورد می +خور + ند = می خورند
طریقه ی ساخت مضارع التزامی :مضارع التزامی را هم به دو صورت می سازند .
ب + بن مضارع + شناسه = مضارع التزامی
ب + مضارع ساده = مضارع التزامی
ب + خور + م = بخورم ب + خور + یم = بخوریم
ب + بخور + ی = بخوری ب + خور + ید = بخورید
ب + بخور + د = بخورد ب + خور+ ند = بخورند
برای سهولت در یادگیری ساخت افعال وهمچنین تشخیص نوع فعل به خاطر سپردن جملات موزون زیر مفید فایده می باشد .
ام و ای و است نقلی است .
بودم ، بودی ، بود بعید بود .
باشم ، باشی ، باشد التزامی می باشد .
اخباری ، می می خواد التزامی ب می خواد .
خواهم ، خواهی ، خواهد مستقبل می خواهد
حرف : کلمه ای که به تنهایی معنی مستقلی ندارد بلکه باعث ارتباط بین کلمات یا جملات و یا نسبت بین آنها می شود.
حرف انواع مختلفی دارد اما آنچه مورد لزوم دانش آموزان دوره ی راهنمایی است عبارتند از :
ربط
حرف نشانه ی مفعول
اضافه
حرف ربط : کلمه ای است که بین دو کلمه یا دو جمله ارتباط بر قرار می کند .مانند :
( که ، و ، وقتی که... )
حرف نشانه ی مفعول : حرف ( را ) اگر معنی دیگری نداشته باشد و بعد از مفعول قرار بگیرد حرف
نشانه ی مفعول نام دارد . مانند : امام خمینی ( رحمه الله علیه) رزمندگان را بسیار دوست داشت .
در این جمله رزمندگان مفعول است و حرف ( را ) نشانه ی مفعول .اما در جملات زیر حرف ( را ) معنای دیگری می دهد و حرف نشانه ی مفعول محسوب نمی گردد .مانند :
حاتم طایی را گفتند . یعنی به حاتم طایی گفتند.
حکیمی پسران را پند همی داد یعنی حکیمی به پسران پند می داد .
در این جملات حرف را نشانه ی مفعول نیست بلکه حرف اضافه است .
مفعول کلمه ای است که کار روی آن انجام گرفته است
حرف اضافه: کلماتی است که نسبت میان دو کلمه را بیان می کند و کلمه ی بعد از حرف اضافه را متمم
می نامند .
بعضی از حروف اضافه ی مهم عبارتند از:( از ، به ، با ، بر ، بی ، برای ، بدون ، در ، جز ، چون ، مانند، مثل...)
حرف چون اگر به معنی مثل و مانند باشد حرف اضافه است اما اگرمعنی زیرا که و یا معنا های دیگری بدهد حرف اضافه نیست. به کلمه ی بعد از حرف اضافه متمم گفته می شودمانند :
من از بیـگانگـان هرگز ننالم هر آنچه کرد بـا مـن آشنا کرد
حرف متمم حرف متمم
اضافه اضافه
صفت کلمه ای است که در باره ی اسم توضیحی می دهد و یکی از ویژگی های اسم را از قبیل رنگ ، بو ، مزه ، دوری ، نزدیکی ، نرمی ، زبری و...بیان می کند .
موصوف اسمی که صفتی برای آن ذکر می شود موصوف نام دارد .
ترکیب : اگر دو کلمه به وسیله ی یک کسره یا حرف ( ی ) به هم ربط داده شود به آن دو کلمه ترکیب گفته می شودمانند : دوستِ دانا گلی خوشبو
وصفی ( موصوف و صفت )
ترکیب بر دو نوع است
اضافی ( مضاف و مضافٌ الیه )
برای تشخیص ترکیب وصفی از ترکیب اضافی به این طریق عمل می کنیم ابتدا کسره یا حرف ( ی ) را از بین دو کلمه بر می داریم بعد به اول ترکیب کلمه ی این ودر بین ترکیب کلمه ی بسیار و در پایان ترکیب کلمه ی ( است یا هستند ) اضافه می کنیم اگر به این طریق عمل کردیم و یک جمله ی روان و با معنی ساخته شد به آن ترکیب وصفی می گوییم واگر به این طریق عمل کردیم و یک جمله ی غیر روان ساخته شد به آن ترکیب اضافی می گوییم مانند : کتابِ خوب این کتاب بسیار خوب است ترکیب وصفی
مدیر مدرسه این مدیر بسیار مدرسه است ترکیب اضافی
قید کلمه ای است که که فعل را به یکی از مفهوم های زمــان ، مکان ، حــالت ، تردید ، تکرار، یقین ، پرسش
و... مقید می گرداند . و همچنین می توان گفت : کلمه ای که یکی از خصو صیات فعل را بیان کند قید نام دارد .
فرق قید و صفت : قید یکی از خصوصیات فعل را بیان می کند اما صفت یکی از خصوصیات اسم را بیان می کند .
انواع قید
1. قید زمان = امروز – حالا - همیشه
2. قید مکان = اینجا - پایین - نزدیک
3. قید مقدار = بسیار - پر - کمی - فراوان
4. قید حالت = خندان – دوان - آهسته
5. قید کیفیت = زشت - زیبا- راست
6. قید تأکید = بلی - لا جرم – بی شک - البته
7. قید نفی = اصلاً - ابداً – به هیچ وجه
8. قید شک و تردید = شاید - احتمالاً -
9. قید آرزو = کاش - ای کاش - انشاء الله
اسم کلمه ای است که برای نامیدن انسان ، حیوان ، اشیا به کار می رود مشخصات يا ويژگي هاي اسم
عبارتند از :
1- ساده - غير ساده
2- مفرد - جمع - اسم جمع
3- جامد - مشتق
4- خاص - عام
5- معرفه - نكره
اسم ساده : به اسمي گفته مي شود كه تنها از يك جزء معني دار ساخته شده باشد و نتوان آن را به دو جزء يا بيشتر تقسيم كنيم مانند : قلم - كتاب - معلم
اسم غير ساده: به اسمي گفته مي شود كه از يك جز ء بيشتر باشد و بتوانيم آن را به دو جزء يا بيشتر تقسيم كنيم .در اسم هاي غير ساده حتماً بايد يك جزء معني دار وجود داشته باشد .مانند : دانش- مردانه- بي وفا -
سر تا سر – كتابخانه
وند : در ساختمان كلمات غير ساده يك جزء بي معني وجود دارد، به آن جزء بي معني ( وند ) گفته مي شود وند ها به سه دسته تقسيم مي شوند كه عبارتند از :
پسوند
انواع وند ها ميانوند
پيشوند
پيشوند : جزء بي معنايي كه در اول كلمه مي آيد مانند : با ادب ، نا مرد
ميانوند : جزء بي معنايي كه در وسط كلمه مي آيد مانند : سرتاسر ، زدوخورد ، بچه به بغل
پسوند : جزء بي معنايي كه در آخركلمه مي آيد مانند : عروسك ، مردانه ، خوبي
اسم مفرد : اسمي است كه بر يك فرد يا يك چيز دلالت مي كند مانند : كوهستان ، كتابخانه ، قلم
جمع : اسمي است كه بر بيش از يك فرد يا يك چيز دلالت مي كند مانند : دانش آموزان ، كتاب ها ، سبزيجات
در زبان فارسي جمع بر دو نوع است كه عبارتند از :
جمع سالم
انواع جمع
جمع مكسر
جمع سالم = صورت مفرد + علامت جمع ( ها ، ان ، ات ، ون ، ين ، جات )
جمع مكسر : جمعي است كه در آن صورت مفرد در هم شكسته مي شود و حروفي اضافه يا كم
مي گردد مانند : مساجد - كتب - علوم در اين نوع جمع قاعده ي خاصي وجود ندارد بلكه بايد
از طريق گوش آن ها را شنيد .
جدول بعضی از جمع های مکسر
مفرد | جمع مکسر | مفرد | جمع مکسر |
جبل | جبال | شاعر | شعرا |
جزیره | جزایر | شاهد | شهود |
جوهر | جواهر | شخص | اشخاص |
حادثه | حوادث | صورت | صور |
حاکم | حکام | طفل | اطفال |
دلیل | دلایل | علف | علوفه |
رزق | ارزاق | علم | علوم |
رسول | رسل | قلب | قلوب |
روح | ارواح | کتاب | کتب |
سبب | اسباب | وزیر | وزراء |
اسم جمع : به اسمي گفته مي شود كه درظاهر مفرد ولي در معني جمع باشد وبر بيش از يكي دلالت كند
مانند : مردم ، گله ، سپاه ، قوم ، طايفه
اسم جمع را مي توان جمع بست مانند : مردمان ، سپاهيان ، اقوام
فرق اسم جمع و جمع مكسر : اسم جمع مفرد ندارد خودش مفرد خودش هست و مي توان آن را جمع بست ولي جمع مكسر مفرد دارد و يكي از نشانه هاي جمع مكسر اين است كه نمي توانيم آن را جمع ببنديم.
نكته : در كلمه هايي كه مختوم به ( ه ) بيان حركت است هنگام جمع بستن با ( ان ) يا اضافه كردن ( ي )
حرف ( ه ) به حرف ( گ ) تبديل مي شود مانند : ستارگان - پرندگان - زندگي
اسم جامد و اسم مشتق :
اسم جامد به اسمي گفته مي شود كه در ساختمان آن (وند ) يا بن فعل به كار نرفته باشد مانند : كتاب،قلم،مدرسه
اسم مشتق : به اسمي گفته مي شود كه در ساختمان آن بن فعل يا وند به كار رفته باشد مانند : دانشجو ، نگهبان
نكته: تمام اسم هاي ساده جامد هستند اما اسم هاي غير ساده به دو دسته تقسيم مي شوند يعني بعضي جامد و بعضي مشتق هستند .اگر در ساختمان اسمي بن فعل يا وند به كار رفته باشد مي گوييم آن اسم مشتق است.
اسم معرفه و اسم نكره
اسم معرفه اسمي است كه براي خواننده يا شنونده آشنا باشد
اسم نكره به اسمي گفته مي شود كه براي خوانند ه يا شنونده نا شناس باشد و همراه يكي از نشانه هاي نكره بیایدكه عبارتند از : يك در اول اسم
نشانه هاي نكره (ي ) درآخر اسم
يك در اول و ( ي ) در آخراسم
هر گاه اسم نكره در جمله تكرار شود براي بار دوم كه تكرار مي شود نكره نيست بلكه معرفه است مانند :
مردي پسرش را گم كرده بود آن مرد در فراغ فرزندش بسيار بي تابي مي كرد .
نكره مفعول معرفه
در زبان فارسي معرفه نشانه ندارد . مي توانيم بگوييم اگر اسمي نشانه ي نكره نداشته باشد معرفه است .
ضمير: كلمه اي است كه به جاي اسم مي نشيند تا از تكرار اسم جلو گيري كند . اسمي كه ضمير به جاي آن مي نشيند مرجع ضمير نام دارد مانند : برادرم، احمد را ديد و او را به خانه دعوت كرد .
مرجع ضمير ضمير
ضمير شخصي : ضميري كه براي هر شخص گونه اي جداگانه دارد ضمير شخصي مي نامند ضماير شخصي به دو دسته تقسيم مي شوند : جدا
ضمير شخصي
پيوسته
هر يك از ضماير شخصي داراي شش صيغه يا ساخت هستند كه عبارتند از : ضمير شخصي جدا
من اول شخص مفرد | ما اول شخص جمع |
تو دوم شخص مفرد | شما دوم شخص جمع |
او سوم شخص مفرد | ايشان سوم شخص جمع |
ضمير شخصي پيوسته :
اول شخص مفرد -َ م ، كتابمَ | اول شخص جمع –ِ مان ، كتابمان |
دوم شخص مفرد - َت ، كتابَت | دوم شخص جمع – ِ تان ، كتابتان |
سوم شخص مفرد -َ ش ، كتابَش | سوم شخص جمع – ِ شان ، كتابشان |
جمله ي ساده و مركب :
جمله ي ساده جمله اي است كه در آن گوينده يا نويسنده پيام خود را در جمله اي بيان مي كند كه تنها يك فعل داشته باشد مانند : من برادرم را دوست دارم .
جمله ي مركب : جمله اي است كه در آن گوينده يا نويسنده پيام خود را در جمله اي بيان مي كند كه بيش از يك فعل داشته باشد مانند : رضا به درس ادبيات كه از درس هاي شيرين است علاقه دارد .
برای مشاهده ی مطالب به عناوین مطالب در بالای صفحه مراجعه کنید